* اگر عمومی انتخاب کنید پلی لیست شما برای دیگران قابل نمایش خواهد بود
فکن اخر سریال بگن جواب سوال ها با خودتون
سریال خیلی باز شده پر از تئوری و معما شد فک کنم عین بقیه سریالای خوب آخرین قسمتش بدترین باشه و قراره همه سوالا و معماها بی جواب بمونه
مگ چقد سخت بود از روی درخته رد بشن چرا همه دور زدن

از اونجایی که کارگردان تئوری های این که شخصیت ها مردن یا تو برزخن یا تو کما هستنو رد کرده به احتمال زیاد شخصیت ها توی یه بعد زمانی دیگه هستن برای همین هیچ جوره نمیتونن خارج شن شاید تو سیاهچاله یا همچین چیزی ان و کاربر آلوچه هیولا ها نمیتونن به شکل شخص دیگه ای دربیان بعد اگه دقت کرده باشی این پسره رو چند بار دیگه هم تو سریال نشون دادن و شکلش همین بود، درواقع اون صحنه هنوز هم ناشناخته اس
کاربر H.k درسته اینم هست ولی بازم هیچ تئوری بعید نیست ازین سریال
داشتم به این فکر میکردم اگه بتونن بازم یکی از هیولاهارو بکشن بعدم جنسای مونث بمیرن هیولاها چطوری متولد میشن🧐

من خیلی تئوری برای این سریال دارم ولی اینقدر زیادن یادم میره از کدوم شروع کنم

کاربر آلوچه من فکر نمیکنم علت اینکه بچه فاطیما اون هیولاعه شده این باشه فکر کنم دلیلش اینه که به اینا بفهمونم که هیچجوره نمیتونن این هیولاهارو بکشن و هر کاری کنن دوباره هیولاها یبه یه طریقی بر میگردن اگه یادت باشه فاطیما اصلا نمیتونست حامله بشه

اساتید تحلیلاتونو بگین

...
کاربر جیلین ایلگاز اون پسر کراشه ک میگی دوست پسر سابق جولی بود همون موقع میشناختش یعنی قبلا تو دنیای واقعی باهم بودن
اسپویل: در اینکه جولی بارها به گذشته رفته تا بالاخره مثل قسمت اخر فصل ۳ باباشو میبینه ک توسط کت زرده کشته میشه هیچ شکی نیست موهاشم کوتاه کرده بود ک همینو بهمون بفهمونن اینارو ول کنین بگین ببینم علت اینکه بچه فاطیما اون هیولاعه شده اینه که بوید خونشو با اون عوض کرد؟ یادتونه الیس خون نیاز داشت بوید خونش آلوده بود میره به همون هیولاهه منتقلش میکنه ( و خب حتما خون اونم وارد بدن بوید شده) بعد به پسرش خون داد و چند قسمت بعد فاطمیا حامله شد شاید دلیل بدنیا اومدن اون هیولا همین باشه درسته؟ وییی چقد تئوری داره این سریالللل اونایی ک ندیدن بنظرم بمونن تموم شه بعد شروع کنن دق میکنه آدم

ولی در آخر همشون درگیر تناسخن.یک روح در کالبد های متفاوت برای پاس کردن کارما .اما هر بار همشون ی سری اشتباه کردن .فکر کنم منظور داستان همون جهنمو بهشتیه ک در آخر نصیب هر کسی میشه.اشتباهاتشونو نباید تکرار کنن اینسری تا روح بچه ها آزاد بشه
برام سواله تو این همه مدت چرا سعی نکردن اون درخت از سر راه بردارن که ببین چی میشه یا اگه همون راه ادامه بدن چه اتفاقی میوفته

چرااینقد دیر به دیر میاد
کاربر sarhe اره همونو میگم برام عجیب بود کلا اون سکانس اینم هست ممکنه انقدر دیدن گذشته رو تکرار کرده باشه که بالاخره رسیده باشه به صحنه ی مرگ پدرش
کاربر EmotionalDamage اگه دقت کرده باشید جیم خیال کرده بود که جولی داره از دست لباس زرده فرار میکنه وهمش بخاطر محیط بود در اصل جولی با ایتن تو داینر بود حالا قسمت جالب که سوال من هم هست اینکه جولی الان موهاشو کوتاه کرده در حالی که اون موقع که جیم دیدش موهاش کوتاه بود سوال اینکه چطوری اون موقع موهای جولی کوتاه بود درحالی که هنوز موهاشو کوتاه نکرده بود شاید جولی که در حال حاضر هست به گذشته رفته باشه
همیشه میخواستم نگاش کنم این فیلمو بعد ی چیزی مانعم میشد میگفتم بعدا بعد یهو ب خودم اومد دیدم فصل یکو تموم کردم و باخودم گفتم ک ای کاش زودتر شروعش میکردم عجب چیزیه!
خدا کنه 20 فصل باشه .نگاه کنیم حال کنیم .

عالی

دوستانی ک شاکی ان از اسپویل هرچقددددددد اسپویل بشه باز اسپویل نمیشه این سریال عن
خیلی خفن بود حال کردیم
ما تموم میشیم این سریال تموم نمیشه
الان اینایی که اسپویل میکنن چرا نظراتشون پاک نمیشه؟ چقدر عوضین بعضیا

واییییییی بلاخره فصل چهارم

مرد زردپوش بیشتر نقش کسی رو داره که از ریتم شهر محافظت میکنه و حتماً یه شخص قدرتمند دیگه پشت این قضایاست که احتمالا فصل ۵ نشان بدن
چرا هیچ پیامی اینجا نیست
جالبه که جید توی تصوراتش دید و فهمید که تمام زندگی های قبلیش بخاطر فهمیدن رازش توسط اهالی شهر کشته شده نه هیولاها ولی بازم اومد رازش رو به همه ی شهر گفت😐
اسپویل کاربر گودرت کاملا موافقم باهات ولی چقدر خوشحال شدم که کنی نمرد
مرگ همشون منطقی بود الی جیم شوهر تابیتا اصلا نفهمیدم چجوری مرد و نقش جولی اون وسط چی بود

بسیار فیلم جذاب با ی موضوع جدید هست عالیه
بچه ها فصل پنجمش سال ۲۰۲۷ میادش و فصل آخرشه :)

هیجان این قسمت واقعا بالا بود
رندال عجب بد بوییه
کاش تمومش کنننن
عالیههه😭😭

مشخص فیلمنامه نویس ریده نمیتونن با ی داستان درست جمعش کنن الکی لفتش میدن

رسما کفر هم تو فیلمای کوفتشون میگن چیکار به خدا دارن دیگه وقتی حتی یکی از این اتفاقا هم واقعی نیست؟؟!!
بابا تمومش کنید تورو خدا

کاربر گودرت منم باهات موافقم
حال بهم زن و کسل کننده
هشدار اسپویل : دوستان کار این سوفیا فقط تفرقه انداختنه بین مردم و دقیقا شبی که بوید خواست هیولا ها رو بکشه رفت راجرو زنده کرد که بترسن و با نقشه های بوید مخالفت کنن دیدید که جید توی تصوراتش دید دفعات قبلی به دست مردم به قتل رسیده فکر میکنم کت زرده هر سری بینشون تفرقه میندازه تا به جون هم بیوفتن و معما حل نشه همونطور که دیدید به محض رسیدن به شهر وقتی خواست اون کشیشه رو بکشه گفت این بخش مورد علاقمه چون خودشون همدیگه رو پاره میکنن و به جون هم میوفتن یکی از دلایلی که فکر تو کما بودنو انداخت تو سر بابای ویکتور هم همین بود تا همه فکر کنن توی کما هستن و بخوان بمیرن اینجا و به واقعیت برگردن
سوفیا مثل ربات میمونه رفتاراش واقعا برای مردم شهر عجیب غریب نیست ؟ من حتی بدون در نظر گرفتن شخصیتش ازش حس بدی میگیرم :/
اگه یادتون باشه دندون اون مرده که میگفت باباشه رو هم کشید
کامنتا رو که میخونم به عقل ملت شک میکنم🙂

الیس در سرزمین مرزی چیه بابا! این سریال هروقت پیشبینی کردیم ،سوپرایزمون کرده

کاربر u 40 یه اسپویل میذاشتی داداش من تازه آلیس در سرزمین مرزی رو شروع کرده بودم 🙂

کاربر نِرا منم دقیقا همین فکرو میکنم فکر کنم فاطیما بتونه بره تو ذهن هیولاعه و بفهمه با چی قرار گذاشتن که زنده بمونن پیر مرده رو ببینه رازاشونو بفهمه اگه اینجوری باشه فاطیما میشه برگ برندشون
احساس میکنم این مرد زرده رو نمیکشن فرار میکنه از دستشون و فصل بعدی با کلی راز و گذشته وارد سریال میشه دوباره یعنی مثلاً نشون میده که پدر و مادر بچه ها رو گول زده و مراسم قربانی شدن و انجام داده و شهر رو نفرین کرده بعد منظورم این هست که در اصل میخواسته خودش رو جاودانه بکنه برای همین از همه و همه چیز سواستفاده کرده این هیولاها هم برای همین گوش به فرمان ش هستن دیگه بعد اینکه کلید اصلی جوید هست بنظرم و آخرش میمیره و اون موقع قسمت 6 یا 5 بود جوید قارچ خورد توهم زد توی توهم گذاشتنش داخل قبر اون بچه ای که داخل قبر دید و ازش ترسید در اصل خودش بود
اسپویل اون دندون ها برای یادگاری نیست برای اینه که بتونه به صاحب دندون ها تبدیل بشه این چرخه که میخواد تکرار بشه برای این هست که دوباره همون بچه ها همون روح ها که الان تناسخ پیدا کردن قربانی بشن تا این هیولا ها بتونن طلسم رو زنده نگه دارن دقیق یادم نیست ولی فکر کنم بچه هاشون رو قربانی کردن تا جاودانه بشن بعد به لباس هیولا ها نگاه کنید هر کدومشون برای دهه های مختلف هستن بنظرم البته سر این شک دارم بعد اینکه اینا تو کما نیستن اگه بودن زمانی که تبتا از شهر خارج شد دیدید که زخمی بود و گفتن بهش نزدیک کوه یا نمیدونم پایین کوه پیداش کردن پس قضیه کما و خواب و اینا واقعی نیست اون مرد زرده میخواد قضیه زن بوید دوباره تکرار بشه
فک کنم اینا همه تو کما هستن مثل فیلم آلیس در سرزمین مرزی
کابر cat شدیدا باهات موافقم فکر میکردم مدل موهاش فقط رو مخ منه🤣
اگه فاطمه میتونه اون هیولائه رو کنترل کنه فکر کنم اگه تلاش کنه بتونه از دید اون بفهمه هیولاها چی میخوان و رازشون چیه
اسپویل* یعنی اگه کنی چیزیش میشد سریالو دراپ میکردم😂
اه چقد اعصاب خورد کن شده آخراش دهنت پیرمرد تخمی

بابای ویکتور توهم زده بدم توهم زده ، یا خودشو ویکتورو میکشه یا شروع میکنه زه کشتن بقیه. چرا؟ چون فکر میکنه اینجوری میتونه از خواب و کما بیدار شه.
شرط میبندم خود کارگردان و نویسنده ام موندن توش😂😂😂

محشر

هشداررررر اسپویل بزن مردددددددد

mobinnnnnnnnnnn

عزیزان اگه میخواین اسپویل کنین بالاش بزنین هشدار اسپویل

کامنتا رو باز کن تبادل نظر کنیم
راستی یادتونه قسمت اول فصل اول که تبتا اینا وارد شهر شدن و شب شده بود و اینا بیرون مونده بودن یکی از هیولاها ( که خیلیم کراش بود😁) به جولی گفت سلام جولی منو نشناختی؟ اون موقع نفهمیدیم چیه ولی الان فک کنم بخاطر اینه که گذر زمان اونجا خطی نیست و جولی هزار بار رفته گذشته و همه رو دیده و شناخته
تئوری دیگه تنها فایده داستان گرد بودن جولی اینه که بره به گذشته های خیلی خیلی دور و ببینه چجوری این شهر بوجود اومد و چه طلسمی رو اون بچه های بخت برگشته کار کردن که باعث شد اونجا تا ابد نفرین بشه . از این طریق شاید راهش رو پیدا کنن وگرنه گیرم که جید استخون بچه هارو پیدا کرد بعدش میخواد چیکار کنه
ولی این قسمت داشت سکتم میداد اسپویل اگه کنی چیزیش میشد چیییییی 😱
ببینین این تئوری من چطوره من میگم تمام حدس هایی که بوید و جید زده بودن درست بود و سوفیا ( مرد کت زرد) برای اینکه جلوشون رو بگیره اون چیزه که باهاش عروسکا رو کشتن رو بی اثر کرد که نتونن هیولا هارو بکشن حالا چطور ؟ اون وسیله برای اینکه رو هیولا ها اثر بذاره باید قبلش باهاش یکی از عروسک ها کشته بشه و تبتا قبلا باهاش یه عروسک کشته بود پس باید یه عروسک دیگه (جرالد) زنده بشه تا اون چوب از کار بیفته

بخدا اینا برم باهم هیچی نمیخوام دیگه

شیپ رندال و جولی تا ابد

عجب

این قسمت عالی بود فک کنم سریالش ی فصل دیگه داره
بچه ها یه خبر خوب آوردم براتون فصل پنجم داره و تمدید شده 🙆🏻♀️

احتمالا چون فاطیما اون موجودو به دنیا اورده برای همین بهش متصله

خیلی روند این فصل کنده
یعنی چی فاطیما میتونه اون هیولاروو کنترل کنههه ۳ قسمت دیگ مونده تموم شه هنوز نفهمیدیم چی ب چیه
پایان فصل ۳ خیلییی برا فصل ۴ هایپم کرد امروز نشستم ۶ قسمت دیدم باید بگم دیگه نمیبینم و چیزی جز توهین به شعور بیننده چیزی نمیبینم از این ۶ قسمت شاید ۱۰ دقیقه محتوا مفید بشه کشید بیرون

جدی دارین میگین فکر میکنین همش کماست؟ مشتی خیلی تابلوعه که کار سوفیا بود اون توهم بابای ویکتور
مثل اینکه آخرش مثل سریال (آلیس در سرزمین مرزی) تمام میشه

پشماااام چقدر استرس داشت قسمت اخرررر
چهار فصل سرکارمون گذاشتن بگن تو کما بودن

خیلی قشنگه

ان شاءالله که در ۳ قسمت اینده میخواد سریالو جمع کنه تموم شه دیگه،من وقتی سریال اومد دیدمش بچه نداشتم الان بچم ۴ سالشه هنوز باید بگم کی میاد،باو تموم کن دیگه
وای این قسمتش چقدر پر از هیجان بووود وای این قسمتش چقدر پر از هیجان بود. بعد از چند یه قسمت کسل کننده این عالی بود
چرا نظری نوشته نیست
سریال ایفوریا میزاری

کاربر H.K ممنون از تفسیرت بنظرمنم منطقیه

اگه توجه کرده باشین تابیتا نزدیک ماشین مامان ویکتور شد داخل ماشین با داخل ماشینی که تو گذشته نشون میداد یکی نبود (دستگیره و داشبورد و فرمان و..) خیلی عجیبه!!
دقیقا بعد اینکه سوفیا خونش و تو مشروب هنری ریخت اون شروع کرد به دیدن توهماتی مثل تو کما بودن... احتمالا سوفیا اینکار و کرده که اختلاف بین اعضای شهر به وجود بیاد

بتیت
کسایی که دارن میبینن لطفا بگید قشنگه اگر که آره شروعش کنم؟
این فصل اخر یا نه
من نمیفهمم چرا میگن رندال اون کت زرده س؟ بر اساس چ استدلالی میگید خدایی؟😑

کاربر mahta کاربر mahta ایشالا میگیرن

رندال ، کت زرده
یه قسمت رو اعصاب دیگه.. چرا مچ اون یارو زردک دلقک و نمیگیرن
ویژ
دیگه سرنوشت رو قبول کرده بودم که پیامی نمیتونم بفرستم
پشمام پیامم اومد😂😂😂😂 میدونی چند وقت بود نمیتونستم پیام بفرستم؟؟؟؟؟ خدایا شکرت
وای دقیقا
واقعا مدل موی جولی رو اعصابمه
کاربر H.K خیلی خوبی😂😂😂
چه عجب یهکم ترس قاتیش کردن خیلی حوصله سربر شده بود
5 دقیقه اخر چقدر استرس کشیدو پووف
بالاخره یه تکونی خورد سریال
اینکه میگین همشون تو کما هستن به نظرم درست نیست چون اگه پدر ویکتور تو کما باشه ، پس یعنی خود ویکتور هم تو کماست نه اینکه تو دنیا واقعی بیاد رو سر پدرش این توهم خواب بودن رو اون دختره داره میکنه تو سر پدر ویکتور
چیشد الان

داداش ی فیلمه چقد به مغزت فشار اوردی که انقدر تحلیلش کردی
چرااااا
سلام با وی ال سی پخش کنید زیرنویسش پارسی میاد باتشکر
اگر همش خواب و توهم باشه خودکشی میکنم

احتمالا همشون تو کما باشن زیاده

کاربر H.K بخدا خومون عقل داریم خودمونم داریم میبینم سریال رو چرا توضیح میدی😂😂😂😂😂

بابای ویکتور هم جلوی آدم اشتباهی دهن باز کرد الان دختره فهمیده که اینا درباره اش میدونن و واقعا هم خیلی نزدیک شدن برای همین خون خودشو ریخت تو مشروب باباعه بعد بهش گفت تا حالا فکر کردی همه اینا خواب باشه باباعه هم توهماتی از واقعیت میبینه که واقعا فکر کنه همش خوابه تا دیوونه بشه همه چیو بهم بریزه کلا دختره هر کاری میکنه میخواد اینا شکست بخورن نتونن کار زیادی انجام بدن و همش داره سعی میکنه همه چیو بهم بریزه که اینا پیشرفت نکنن میخواد یه کاری کنه بوید دیگه نتونه شهر رو سر پا نگه داره میخواد مردم به فکر بقاشون باشن تا حل این معما ها

در مورد اون توهمات بویدم که میگید دست از خاک اومد گرفتش این جریانش چیه فکر کنم همین جریانش مریضیشه

اینی هم که میگین این یه چرخه اس درسته چرخه اس ولی ایندفعه چرخه تکرار نمیشه ایندفعه مچ این مرده رو میگیرن من فکر میکنم ایثن دندون اون کشیشه رو از وسایل سوفیا پیدا میکنه و میفهمه اگرم دقت کنید ویکتور گفت مامان من اومد با یه دختر و یه پسر الانم تو اومدی با یک دختر و یه پسر گفت ایثن باید آماده باشه برای همین میخواست دندونارو نشونش بده که اگه یه وقت دوباره همه مردم اون موند همه چیو بفهمه برای همین حس میکنم ایتن هویت دختره رو کشف میکنه

من فکر میکنم این تخم مرغه که برداشت رو لباس راجر شکوند که زنده بشه داستانش اینه که اگر توجه کنید اول تخم مرغارو بو کرد یعنی انگار دنبال یه چیز خاصی بود برای اون کار اون تخم مرغی که برداشت اگر دقت کنید خون توش بود یعنی زنده بود من فکر میکنم اینجوری هم نیست که ورد بخونه زنده بشن فقط میتونه جون یکی رو بگیره به یکی دیگه بده تخم مرغه رو شکوند به جاش راجر زنده شد فکر کنم اینجوری باشه
زیر گنبد هم هست
خلیج بیوه ها هم تقریبا مثل اینه

یه فیلم اینجوری معرفی کنیو
😱😱😱
من فکر میکنم اینجا هرکس بمیره میره ی دنیایه دیگش زنده میشه، مثلا دانا ک داشت میمرد میخواس یجا دیگه از کما بیاد بیرون و زنده سه ولی بوید نزاشت و اینجا نگهش داشت

اگه تابیتا زن هنریه ینی مامان ویکتوره؟ ینی ایتنو ویکتور ی نفرن؟ یا مثلا چرخه چرخه میره جلو و انقد داستان تکرار میشه تا حل شه چند فصل دیگهعععع بایدددد فکر کنیم بسهههه

تنها راه نجات شون اینه نزارن اتفاقات گذشته رخ بده ، با هم همکاری کنن ، اگه جید و تابیتا بمیرن یا ایتن بشه ویکتور دوم یا دختر تو زمان سفر میکنه نتونه معما رو حل کنه و بوید نتونه افراد و کنار هم نگه دار این چرخه باز تکرار میشه

من هنوزم رو نظریه هفته قبل ام هستم حالا که مرد زرد پوش به ذهن هنری نفوذ کرده میخواد شروع کننده اون چرخه باشه تا یه قتل عام دیگه راه بندازه چون چند قسمت قبل ام گفت تازه از اینجا قشنگ میشه قرار بیافتن به جون هم حالا فقط کافی متقاعد بشه که همه تو خواب و کما آن فقط کافی بمیرن تا بیدار بشن

عالییییییییی
دلم میخواد سوفیارو بکشممم چندش رو مخ
سلام
اتفاقا من مدل موی جولی رو خیلی دوست دارم بهش میاد
جوری که ریدن تو مدل موی جولی تو فیلمنامه نریدن
قسمت باحالی بود فیلم خوبیه جای خوبیه برای زندگی کردن 😁
این دختره که همون مرد زرد پوشه رو توی گوگل سرچ کنین🔞😶
این دختره میخاد بینشون تفرقه بندازه چون هر بار نسخه های قبلی جید به وسیله ی مردم کشته شدن نه هیولاها...اون خونی هم که داد پدر ویکتور بخوره شاید باعث شد توهم بزنه و جرقه تفرقه از پدر ویکتور شاید شروع بشه
اون دندونا نشون میداد چند نفرو کشته چون برای یادگاری دندونارو نگه میداشت
این دختره هم مث هیولاها اجازه ورود به ساختمونارو نداره هر بار باید اجازه بگیره که وارد شه...هم خونه سارا و هم خانه ی عمومی
اون تخم مرغ که مالوند به عروسکه شبیه همون ماده ایه که درون هیولاهاس که بوید کشفش کرد...انگار همین تخم مرغه باعث میشه زنده باشن

رسما نمیدونن چجوری سریالو جمع کنن فقط الکی دارن کشش میدن،البته ۵ دقیقه آخر این قسمت بد نبود
کلا فکر کنم هرکاری سوفیا میکنه،صرفا برای تفرقه بین مردمه،اتحاد که نباشه،همه به جون هم میفتن کارش راحت تر میشه.این براش قدم اوله.
اگه کنی میکرد مثل همون موقعی که گلن تو والکینگ دد مرد ول میکردم سریال
sarhe کاربر فکر نمیکنم،اخه حتی بعد از اینکه الجین زدش هم راضی به نظر می رسید!
مغزم دود میده. ترسناک بود این جاش

بابای ویکتور یه لحظه یه رویا دید که رو تخت بیمارستانه و انگار همه اینا تو خواب و رویا اتفاق افتاده که من میگم این کلک اون دختره زرد پوشه که اومد تو نوشیدنیش خون خودشو ریخت . حالا بابای ویکتور میاد به همه میگه که این همش تو خوابه و شما اگر بمیرید از این شهر نجات پیدا میکنید و همه از کما یا خواب بیدار میشید . همه هم شروع میکنن به کشتن همدیگه و تاریخ دوباره تکرار میشه
چرا انقدرر طول میدن بابا حداقل یکی دو قدم پیشرفت بدین تو داستان رسما انگار دارم روزمرگی های ی مشت بیچاره تو اون جهنمو میبینیم
چرا انقد قسمتاشو دیر میزارین

اخه چرا اون کت زرده این دختر شده. ی شکل دیگه ای میشدی حداقل نه موی بلوند و استایل توپ. ادم نمیدونه کراش بزنه یا متنفر بشه😐
اااااا دخترک گور به گور شده
چرا انگار همشون تو کمان ولی بازم میخان بازیشون بدن تا متوجه دقیقا چی به چیه
اعصاب
جدا سریال از این اعثاب خورد کن تر ندیده بودم
یکی این دختره رو بکشه خیلییییی رو مخه نکبته چندش
وای اگه کنی از دست میرفت دراپ میکردم سریالو

وااای چقدر دختره رو مخمه با اون عینک و لبخندش
پس از مدتهای طولانی از دیدن یه فیلم دچار دلهره و تپش قلب شدممممم . دمت گرم نویسنده و کارگردان

رفتن به این تونلا واقعن حل شدن راز این داستانه و جید هم اینو کشف کرده طی تناسخاش بالاخره الان، برای همین کت زرده هرکاری میکنه نزدیکش نشن اخرشم حس میکنم جید کشف میکنه ولی میمیره

نکنه راجر هروقت این کت زرده ورد بخونه زنده شه دوباره؟ بدبخت

عاشق جیدم، طوری ک همه درگیر نقشه ان، این اصرار اصرار به کنی که چیکاره بودی😂 بعدم با ذوق به همه میگف فقط

دارم فکر میکنم این کت زرده فقط میخاد اینارو بترسونه ک واقعن نرن سپت تونلا و استخونا. و هم اینکه واقعن این که به دندون اینقدر علاقه داره چیه؟ راز دندون جمع کردنش چیه؟😂

ادرنالین ۵ دقیقه اخر فیلم برای کل این فصل بس بود😂

کاش دهن باز کنن باهم حرف بزنن همش تا یه چیزی میفهمن i have to go , i have to go یه دقیقه صبر کن زرتو بزن بعد برووو

واقعن هدف این کت زرده چیه؟ مشخصه هیولاها مال اونن یه جورایی تحت کنترل اونن تا به این گوش کنن و به اهدافش برسوننش ولی واقعن خود خود کت زرده رو هروقت گدشته و هدفش رو باز کردن فک کنم پایان داستان نزدیکه و بنظر میاد حالا حالاها نیست چون تازه اوردنش تو داستان داره کرم میریزه شخصا

منتطر بودم وقتی فاطیما میگه بس کن گولمش یه کاری کنه یا زنده بشه نه اون هیولاعه واقعن به حرفش گوش بده😂😂

کنیییی برات داشتم سکته میکردن مرد

پشماااااممممم فاطیمااااااا
محض اطلاع سازنده های سریال قبلا اعلام کردن که قضیه اینکه همه تو کمان یا رویای ایتنه یا خوابه منتفیه این مکان واقعا وجود داره داخل سریال
ولی دیوانه شدیم هیچکدوم از سوالامونو از فصل اول جواب ندادن این وسط تو قسمت چند بود یادم نمیاد یجا بوید سر قبر زنش داره حرف میزنه یهو یه دست از زیرزمین دست بوید رو میکشه اون دیگه چی بود این وسططط اصن به هیچکس نگفت هیچکی هیچی نمیگهههه چرا جولی به مامانش یا بقیه به غیر از رندال نمیگه ک میتونه چه کارایی کنههه چرا اینا لالنننن
اسپویل: دیدین فاطیما بچشو کنترل کرد؟😭🤣 پشمام ریخت همزمان خوشحال شدم بخاطر کنییی
کنی کنی کنییییی خدا نکشتت
چه استرسی کشیدم این قسمتتتت
وای وای

زیر زمین استعاره از دنیای زیرین هستش، کلاغ ها نشان از جاسوس ها هستند، کشیش که نشان از دین بود مرد و دنیا به آخر و زمان نزدیکتر شد، اون فرد باهوش نشان از علم داره، اون جایی که نمیتونن خارج بشن منظور زمان هستش نه مکان انسان مقید به زمانه، هیولاها افکار ما هستند که با بیرون کشیدن قلب رو نابود میکنن و ....

بین این همه نظر، نظر من چطوره؟ به نظر من این سریال براساس کتاب مقدس نوشته شده اون دو تا آدم و حوا هستند، مرد کت شلوار زرد شیطانه، بوید دولت هستش و معاونش مامور اجرای قانون، اون بچه ها که شاه کلید داستانه پیشکشی به شیطان هستند.

بابای ویکتور، هنری!!!! تو توهم بود؟! معلومه که نه! اون دختره با خونش اینحوری کرد، که فکر کنه توی کما هست و این شهر و آدماش رو توهم میبینه!!!

سکانس پایانی چرا دختره که صورتش سوخته بود از مرگ اون یارو اینقد وحشت کرد؟!
خداروشکر کنی چیزیش نشد خیلی این پسر طفلی عه
چن تا احتمال وجود داره یا همه میمیرن اینبار هم، ب جز ایثن و دوباره تاریخ تکرار میشه. یا اینکه بلخره میفهمن سوفیا همون پیرمرد کت شلوار زرده و میرن توی تونل ها و خلاص میشن و چرخه تموم میشه. بستگی داره نویسنده هپی اندینگ دوس داشته باشه یا سَد و واقن بعیده که همش خواب باشه. این اندینگِ خسته کننده از نویسنده بعیده.
د تمومش کن نویسنده😔
این قسمت ته استرس بود
بنظر من این سریال اگه به فصل بعد کشیده شده یعنی این فصل شکستشون رو میبینیم تا بعدی ها بیان با چند بازمانده این ور
اووو عحب چیزی بود

احتمالا دختر کت زرده اگه همچی اونجوری که بخواد پیش نره دیگه میزنه به سیم آخر افشای هویت میکنه و همرو دو دستی تحویل هیولاها میده مثلا دری چیزی باز میکنه و همه میمیرن ولی ایتنو زنده نگه میداره که دوباره نسل بعد رو هم همینطور درگیر بکنه

وای کنی قربونش برم چیزیش نشه دیگه تحمل ندارم کاش سالم بمونه تا آخرش
.

دانلود فصل4 قسمت7

ویکتور مادر مرده خب بیا همه چیو بگو چیا یادت میاد تا یه اتفاقی بیوفته یالا میاد حرف میزنه یچیزایی میگه

بالاخره بعد از چهار فصل یک اتفاق هیجان انگیز افتاد چقدر کند هستن اینااااااا

اسپویل: مرد زرد پوش مشخصا از این موضوع که با اون چوبا هیولا ها رو بکشن ترسید برای همین رفت کاری کرد راجر زنده بشه پس به احتمال زیاد احتمالا اگه یکی از اون هیولاهای عروسکی زنده باشن چوب برای هیولاها کار نمیکنه ولی اگه همشون مرده باشن رو هیولاها کار میکنه بعد اگه دقت کنید انگار اون هیولاها میدونستن کنی همچین نقشه ای داره یعنی مرد زرد پوش از قبل بهشون گفته بود

این دختره سوفیا از موقعی ک اومده فقط همین لباسه تنشه چون عملا نمیتونه عوضش کنه فک کنم اگ عوضش کنه دوباره تبدیل میشه. و امیدوارم مردم شهر متوجه این موضوع بشن و بهش شک کنن😪
یه جوری باید این هیولا ها رو باید کشت دیگه . با بنزین آتیش شون بزنن . یا با شمشیر سامورایی از پشت سرشون قطع کنند .
توروخدا فقط یه رازش رو حل کنید🥲
کشش میدن الکی خسته کننده شده
این سریال پر از حس های خوب .
من وابسته این سریال شدم عاشقش شدم .
و یه قسمت دیگه که هیچ چیزی مشخص نکرد😑😑
کل این داستان گره هاش به دست ویکتور باز میشه چون اون همه چیزو دیده فقط از یادآوری میترسه حتی حرفاش که به تابیتا گفت مادرم با یه دختر و پسر اومد اینجا و همه مردن فقط من موندم این سری هم همه میمیرن و ایتن میمونه همه اینا رو کنار هم بزاریم میبینیم که ویکتور از همه چی باخبره فقط یادش نمیاد

دیگه دارم روانی میشم چرا انقدر کشش میدن
اینا هر حدسی زدن همش درسته چون میخواستن حدساشونو عملی کنن اون دختره یا همون کت زرده باعث شد این اتفاقا بیوفته که اینا از موضوع اصلی دور بشن و بیخیال عملی کردن حدس و گمانهاشون بشن
من میگم اینا همش تو خیال ایتن میگذره
پشمام
دقیقا می خواد که بابا ویکتور خودکشی کنه
کت زرده به بابای ویکتور مبخواد القا کنه که اینا همه رویاست . مثل ابی زن بوید . بخاطر همین این توهم تو کما بودنو بهش داده

من فکر نمیکنم همشون تو کما باشن، مگه چقدر احتمال این هست که مردم خانوادگی با هم برن کما، چون افراد زیادی با خانواده شون اومدن این فقط توهمات ویکتوره و مثل همه معماهای سریال فعلا دلیلش مشخص نیس

چقد بد نوشتم کاری کرد که

کت زرده کاری که پدر ویکتور فکر کنه که هنه توی کمان تا حواسشونو از رفتن به تونل ها پرت کنه
امکان نداره کما باشن چرا؟ چون کت زرده عملا اینو به پدر ویکتور گفت که امید به چیز دیگه ای نداشته باشه الان زبان و دهن این کت زرده بین بقیه پدر ویکتوره

این قسمت تا لحظه اخر کسل کننده بود تازه اخرش یکم هیجان گرفت کاش زودتر مشخص بشه چه خبره
هرچی هست کت زرده میترسه برن گودال فصلهای اولم کت زرده عملا با صدا تهدید کرد خونه رو از داخل و کندوکاو نکنن الانم با اون جنازه القای ترس کرد حواسشون پرت شه

واقعا بی نظیره حتماً ببینید اینو یک فیلم باز داره میگه
شاید هرکسی با اون چوبها باید چیزی که تجلی ش کرده بوده رو بکشه همونطور که تابیتا اون عروسکارو زد
با توجه به اتفاقات احتمال اینکه همشون حالت کُما باشن زیاده🫰
این که شد استرنجرسینگ 😂 داره کنترل میکنه فاطیما این همون کاریع که اونجا انجام میشد!
امیدوارم قسمت ۷بفهمن اون دختره لباس همون مردس مار تو استینشون پرورش دادن
وایییی بلخرههه قسمتت هغت😭
اسمایلی به حرف مامانش گوش کرد🤣🤣🤣
کارگردان عادت داره نصف فیلمو مثل مستند پیش ببره و 2 دقیقه آخر قلب ما بیننده هارو بیاره تو دهنمون🤣

دیگه داره مسخره میشه واقعا

هی، یواش یواش دارم عقلمو از دست میدم با دیدن این سریال
اون لباس زرده چرا نمیمیره رومخ
یاخدا قلبم گرفت
سلام
کاربر Elizabeth Bennet فکر کنم فقط می خواست یکی وارد کالنی هوس بشه که دار و دسته اسمایلی(هیولا ها) بیان تو همه رو بکشن

اتفاقی که به طور نرمال اگه موفق نشن در اخر میوفته همینه مثل دفه قبل

اونایی که میگن زنده شدن عروسک چه فایده ای برا سوفیا داشت داره سعی میکنه بقیه رو بترسونه که بر علیه بوید بشن اگه یادتون باشه وقتی جید اون قارچارو خورد دید که همه تناسخ های خودش به قتل رسیدن فکنم میخواد مثل دفه های قبل یه کار کنه مردم شهر بر علیه اینا بشن و جید بکشن تابیتارم که مثل میراندا خودش بکشه
این قسمت ودور تند دیدم این ازاین سریال هایی هستش کند پیش میبره قسمت هارو گذاشته برای قسمت آخر همه چیو رو کنه و هیجان بده

الان راجر تبدیل به عروسک شد چه فایده ای برای اون دختر عینکیه داره؟
خیلی حوصله بر شده رفته رفته بد شده هرچقدربیشترطولش بدن گندمیزنن به سریال دارند الکی طولش میدن حرف های بیخودی وکارهای تکراری و ... نمیرن سراصل وادامه موضوع قسمت 6و7 وهم نبینه کسی هیچی وازدست نداده 50دقیقه فیلم فقط 2دقیقه یه کم هیجان بایدداشته باشه اخه

در کل این جنگله با تموم چیزای بدی که توش داره چیزای خوبم داره وگرنه اون طلسما با اون حیوونا اصلا نباید تو جنگل میبودن حالا هنوز خیلی سوال هست بعد این مرده تو کت و شلوار زرد که اینقدر بده یه سری چیزا هستن علیه اش یعنی از بعضی چیزا هم میترسه وگرنه جیمو نمیکشت من فکر میکنم این پسره که لباسش سفیده خوب باشه و بهشون کمک کنه بر علیه کت شلوار زرده
وای با خودم میگفتم .کنی اون درو ببند درو ببند برو اون درو ببندددددد
اهههههههههههههه خیلی کند جلو میرن
51 دقیقه فیلم کلا دو دقیقه اخرش تازه داشت یه کارایی انجام میدادن تازه😂

مادر این چه فیلمیه 😄😄 مغزم دو سال درد گرفته ازش

من همش میترسم این سوفیاعه بره سراغ ویکتور یه بلایی سرش بیاره دیوونش کنه

واقعا ینی فاطیما متوجه احساسات اسمایلی میشه؟

با کاربر mohrezz خیلی موافقم تئوری بگید خیلی جالب تره
این دوستانی که میگن چرا تموم نمیشه چرا همش معما خب اگه خشک خشک جواب همه سوالا رو بدن که بازم میآید میگید چرت بود!
سریال تومخی هست😑
اه بمیر دیگه
اینقدر از این مرد کت زرد بدم میاد خودشو جا ی دختر معصوم شخمی کرده
وایی خیلی استرس کشیدم سرششش

چرا وقتی دانلود میشه زیرنویس انگليسیه؟

وای چقد پر استرس بودددد
وای این قسمت ترکوند
ولی لعنتی هرچی بیشتر جلو میره بیشتر نمیفهممش😂
ددم وای به این قسمت🔥
وای کنی اگر چیزیش میشددددددددد چی
فکر میکردم قسمت 7 برن تو تونل
اگه سوفیا رو با چوب طلسم بکشن چی میشه
اون عروسکه رو که زود الجین زدش،چه فایده ای واسه سوفیا داشت زنده شدنش؟

هی داره عجیب تر میشه تموم هم نمیشه

اگه سم و دین وینچستر تو این سریال بودن به جا ۴ فصل تو به قسمت تموم میشد

ماشین مرد زردپوش و میراندا رو باید تمیز میگشتن شاید سرنخ های زیادی ازش در میومد
بخدا اگه همشون تو کما باشن خیلی مسخره میشه پایانش
این سریال خیچ مشکلی نداره به جز در حال پخش بودنش
انگار دختر عینکی زیاد خوشش نیومد از ایده شون ک میخوان برن توی زیر زمین

چند قسمت میخواد باشه این فصل؟ ۱۰؟
به یاد تمام کسایی که منتظر فصل جدید فرام بودن و الان دیگه پیش ما نیستن :) روحتون شاد✨️

مسخرشو دراوردن

sarhe راست میگی شاید یه قسمت هایی هیت بگیرن اما بیننده که نمیدونه قسمت ۶ فصل ۴ ارامش قبل این طوفان بود ولی متاسفانه منتقدان با توپ و تانک از روش رد شدن و گفتن افتضاحه در شرایطی که واقعا ارامش قسمت ۶ هم لازمه

واووو این قسمت عالی و پشم ریزون بوودد
حس میکنم جولی زمان مرگ پدرش بود وغیب شد بخاطر اینه که میره از طریق گودال تو اون زمان میفهمه چطور پدرش کشته شده ورندال از گوال میکشتش بیرون از اون صحنه غیب میشه

و همون نظریه ای که داشتم درست از اب در اومد اون کت زرده واقعا خدای اونجاست مرده زنده میکنه به ذهن نفوذ میکنه و ....

یه چیز ترسناک که بهش فکر میکنم اینه که همه اینا بمیرن
این سریال برای فصل ۵ تمدید شده یعنی این فصلم ول معطلیم

تا وقتی این لعتتی تموم بشه جونمون به لبمون میرسههه
اسپویللللل میدونستمممم احساس میکردم این جنازه زنده میشه واییییی

این پیرمرد بی ناموس کت زردو لو میرفت خیلی خوب بود حرومزاده ایه عین موش گربه بازی میکنه
دارم کم کم به کارگردان و نویسنده سریال اعتماد می کنم شک ندارم قراره یه سریال فوقالعاده از آب دارن مثل لاست همه حال کنن
سوفیا باعث میشه بابای ویکتور مثل اَبی زن بوید تصمیم به قتل عام بگیره چون فکر میکنه اینجوری همه تو دنیای واقعی بیدار میشن
وای اگه کنی میمیرد چقدر بد میشد خداروشکر فاطیما ی جا به درد خورد
من فکر میکنم علت اینکه بابای ویکتور داره برمیگرده به دنیای واقعی ، همون قطره خون های زرد پوشه بود که ریخت تو مشروبش

الان که اون چوب کار نمیکنه چی؟😭
س

دیگه خیلی دارن طولش میدن
فکر کنم بمونه فصل بعد امکان نداره کل سریالو تو دو قسمت جمع کنند
وای خیلی کشش میدن
فاطیما احساسات اسمایلی رو متوجه میشه واسه همین یدفعه اسمایلی متوقف شد
انقدر هی حرف تکراری نزنید و بگید عالی بود عالی بود. بیاید از تئوری هایی ک براتون پیش اومده بگید . تئوری هاتون جالب تر از اینه ک هی بگید عالی بود . و اینجوری هیجانشم بیشتره

هیولاها هم از طلسم میترسیدن اما سوفیا ی چیزی خوند و از نقشه بوید و بقیه باخبر شد بخاطر همون دیگه نترسیدن

damm son من فک کنم فصل ۵ بکشه

بنظرم سوفیا از اون چوب طلسم میترسه از قیافش معلوم بود

چرا اسمایلی اونجوری شد؟ ربطی ب هیولایی که فاطیما ساخته بود داشت ینی

اگه جلوشو نگیرن و سرنوشت ایثن مثل ویکتور بشه چی
واقعا اگر چیزیش میشد ناراحت میشدم این قسمت اخراش خیلی خوب بود فکر میکنم این چند قسمت انتهایی فصل هیجانی قراره بشه. خیلییی منتظر رفتنشون توی تونل ها هستم.
این قسمت برگ ریزون بود پشمام ریخته
فصلهای قبل اینقدر دراما نبود هیجان تو هر قسمت حس میشد الان بیشتر تایم وصف احساساته اینکه چه حسی دارن از اتفاقا و شرایط قبل و الان با این حال خوبه
Fingolfin چه نکته خوبی اشاره کردی اره خیلی احتمالش بالاست افرین
خانم لوبیا، دقیقا انگار مثلاً فیلم های معمایی دیگه تو دو سه فصل جمعش کردن
چقد استرس کشیدم سر این قسمت😂معده ام آتیش گرفته بود😅
😐یجوری رفتار میکنین انگار تاحالا سریال معمایی ندیدید دوستان مثل سریال لاست امکان داره فصلاش زیاد باشه حتی به هفت هشت هم برسه

چرا تمومش نمیکنن؟ خیلی داره ازار دهنده میشه واقعا

این قسمت واقعا خوب بود

مگه فصل پنجم دارهههه؟؟ بابا ولم کنینننن
چقد غیرقابل پیش بینی بود ایول
این قسمت هیجان خالص بود یاد فصل ۱ افتادم

واقعا بالاخره ی قسمت خوب داشت

.

خب همین فصل تمومش میکردن کی تا 2027 صبر میکنه تا فصل 5 بیاد

نسبت ب قسمتای قبلی کمتر حوصله سر بر بود

این قسمته خیلیییی خوب بود گفته بودم راجر زنده میشه
احتمالا یا ویکتور یا تابیتا دندون کشیشه رو توی وسایل سوفیا پیدا کنن
این قسمت هیجانی بود👍👍
بلاخره یه قسمت خوب
عالیی بود بلاخره ی قسمت هیجانی